شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

sina

+ بخون خيلي قشنگه :; يه روز يه مهندس آلماني اومده بود براي سيستم تهويه ي حرم اقا امام رضا ‏( ع‏) که وقتي داشت داخل صحنا رو بازديد مي کرد چشمش خورد به پنجره فولاد اقا . رو کرد به مترجمش چرا انقدر اينجا شلوغ و اين دستمالها چيه که مردم به اون مي بندن؟؟ گفت ما شيعه هاي ايران هر مشکلي داريم ميايم اينجا و اين دستمال رو مي بنديم تا مشکلمون زودتر حل بشه . که ديدن مهندس کرواتشو ازگردنش در اورد و بست به پنجره
sina
چند قدمي رفت جلو که ديدن تلفنش زنگ زد ديدن داره گريه مي کنه تلفنشو که قطع کرد پرسيدن چي شده؟ گفت ما يه بچه فلج داريم زنم زنگ زد گفت يه آقايي اومد گفت من دوست شوهرتم اسمم رضاست خواست بچه مونو ببينه رفت تو اتاق بچمون يه دستي رو سرش کشيد گفت به شوهرتون بگيد نگران نباشه بچه تون خوب مي شه از اتاق اومدم بيرون و اون آقا رو بدرقه کردم وقتي برگشتم تو اتاق دخترمون ديدم رو پاهاش وايساده زنگ زد و به من گفت
sina
که اين دوستت کي بود
sina
.
*ليلا*
. کار خداست ديگه چي ميشه گفت.
sina
بله دقيقا
*diafeh*
مو ب تن آدم سيخ ميشه . ولي حيف منبع معتبر ...
sina
واقعيه
*diafeh*
از کجا ميدونين؟
sina
اون کسي که برام فرستاد گفت معتبره
*diafeh*
اون از کجا ميدونس =)
sina
اونو ديگه نمي دونم:D
sina
رتبه 0
0 برگزیده
279 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top